یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۴

رییس اداره مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مازندران:

هنر مدیریت هیجانات در بحران اجتماعی یعنی ساختن درون آرام در برون ناآرام

رئیس اداره مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مازندران

رییس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مازندران در گفتگو با خبرنگار مفدا مازندران بیان کرد: در شرایطی که جامعه با بحران‌های اجتماعی و روانی دست و پنجه نرم می‌کند، سلامت روان افراد بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. توانایی در شناخت و هدایت هیجانات، نه سرکوب یا غرق شدن در آن‌ها، بلکه تبدیلشان به نیرویی برای تصمیم هوشمندانه و رفتار سازنده در این روزهای پر تلاطم، یک ضرورت اساسی است.

در شرایطی که جامعه با بحران‌های اجتماعی و روانی دست و پنجه نرم می‌کند، سلامت روان افراد بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. امروز با شما هستیم تا درباره راهکارهای عملی مدیریت هیجانات در چنین شرایطی صحبت کنیم. لطفاً بفرمایید، وقتی جامعه دچار بحران می‌شود، چه تأثیری بر سلامت روان افراد می‌گذارد؟
در روزهایی که جامعه در تلاطم و ابهام فرو می‌رود، هر انسان ناگزیر با موجی از احساسات درونی روبه‌رو می‌شود. ترس از آینده، اندوه از فقدان همدلی یا سردرگمی میان واقعیت و شایعه—همه این‌ها بخش طبیعی تجربه انسانی ما در بحران است. اما آنچه تفاوت ایجاد می‌کند، توانایی در شناخت و هدایت این هیجانات است؛ نه سرکوبشان، نه غرق شدن در آنها، بلکه تبدیلشان به نیرویی برای تصمیم هوشمندانه و رفتار سازنده.

در این شرایط، چطور می‌توانیم احساساتمان را بشناسیم و مدیریت کنیم؟
در برابر بحران، ذهن ما دو کار انجام می‌دهد: یا درگیر واکنش فوری می‌شود و گاه به‌طور ناخودآگاه انرژی خود را در خشم و اضطراب تخلیه می‌کند، یا مکثی آگاهانه می‌سازد تا ببیند واقعاً چه چیزی در حال رخ دادن است. همین مکث کوتاه، نقطه شروع مدیریت هیجان است. اگر بتوانیم به‌جای قضاوت یا ترس بی‌قید، احساسم را نام‌گذاری کنیم—مثلاً «من الان نگران آینده‌ام»—در واقع یک فاصله ذهنی امن بین خود و بحران ساخته‌ایم.
هیجانات مانند آتش‌اند؛ هم می‌توانند بسوزانند و هم روشن کنند. اگر شعله را کنترل کنیم، در تاریکی وضعیت مبهم می‌توانیم بهتر ببینیم. گام بعدی این است که تمرکز را از چیزهایی که خارج از کنترل ماست—مانند تصمیم‌های کلان سیاسی و اقتصادی یا رفتار دیگران—به‌سمت چیزهایی که در اختیارمان است برگردانیم: نحوه گفت‌وگو، مراقبت از سلامت روان، و حفظ آرامش در ارتباط با اطرافیان. بحران اجتماعی میدان انتخاب‌های کوچک اما مهم است؛ انتخاب اینکه چطور خبرها را دنبال کنیم، چه زمانی از گفتگوهای پرتنش فاصله بگیریم، یا حتی چگونه بدنمان را در حالت تعادل نگه داریم.

مصرف مداوم اخبار در این شرایط چه خطری دارد؟
مصرف مداوم اخبار مانند تزریق دائم هیجان خام به ذهن است. محدود کردن زمان مواجهه با رسانه‌ها، به‌اندازه‌ی مراقبت از خواب و تغذیه اهمیت دارد. همان‌طور که بدن به استراحت نیاز دارد، ذهن هم باید فرصتی برای بازسازی بیابد. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که کنار گذاشتن اخبار نوعی بی‌مسئولیتی است، در حالی که در بحران، این خود یک عمل مسئولانه است؛ چون انسان فرسوده نمی‌تواند تصمیم سالم بگیرد.

اهمیت ارتباطات اجتماعی را چطور می‌بینید؟ آیا به کاهش اضطراب کمک می‌کند؟
گفت‌وگو با دیگران نقش کلیدی دارد. بحران، خطر انزوا را به همراه دارد، اما ارتباط اگر آگاهانه و بدون واکنش هیجانی باشد، تبدیل به سپری روانی می‌شود. گاهی فقط شنیدن کسی که نگرانی مشابه دارد، بدون قضاوت، باعث می‌شود احساسات خطرناک فروکش کنند. در این میان، گوش دادن واقعی—بی‌وقفه و بی‌سعی در اثبات—از هزاران بحث عقلانی مؤثرتر است.

از نظر شما چه راهکارهای عملی برای کاهش اضطراب وجود دارد؟
بدن ما زبان هیجان را بهتر از ذهن می‌فهمد. وقتی اضطراب بالا می‌گیرد، تنفس یا ضربان قلب پیام هشدار می‌فرستند. با چند نفس عمیق یا قدم زدن کوتاه، می‌توان پیامی جدید به بدن داد: «شرایط سخت است، اما هنوز در کنترل من است.» مراقبت از جسم در بحران اجتماعی فقط سلامت فیزیکی نیست؛ جایی است که روان از طریق آن آرام می‌گیرد.
همچنین در سطح جمعی، هیجانات مثل موج منتشر می‌شوند؛ از فرد به فرد، از پیام به پیام، از این شبکه اجتماعی به آن شبکه. مسئولیت فردی در این میان، نه فقط حفظ آرامش خویش، بلکه جلوگیری از گسترش اضطراب عمومی است. پیش از بازنشر هر خبر یا اظهار نظر، باید لحظه‌ای بیندیشیم: آیا این پیام به آرامش جمعی کمک می‌کند یا آن را متزلزل‌تر می‌سازد؟ هر انسان، گرچه شاید نتواند بحران را مهار کند، می‌تواند در پایداری روانی جامعه سهمی داشته باشد.
البته گاهی، با وجود همه تلاش‌ها، شدت بحران یا فشار هیجانی آن‌قدر بالاست که فرد خود را ناتوان از کنترل احساسات می‌بیند. در این حالت، گفت‌وگو با روان‌درمانگر یا مشاور نه نشانه ضعف، بلکه عمل حرفه‌ای در مدیریت روانی است؛ همان‌طور که در بحران جسمی به پزشک مراجعه می‌کنیم، در بحران روانی نیز باید از متخصص کمک بگیریم.

و سخن پایانی؟
هنر مدیریت هیجانات در بحران اجتماعی یعنی ساختن درون آرام در برون ناآرام. یافتن ثبات در لحظه‌، یعنی توانایی گفتن «من احساس دارم، ولی احساس من همه واقعیت نیست.» چنین آگاهی ساده اما ژرف، پایه‌ی رفتار انسانی و پایدار است. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، اما توانایی تبدیل هیجان به خرد، میراثی است که هر بحران می‌تواند به ما بیاموزد.

از توضیحات جامع و راهنمایی‌های سازنده شما صمیمانه سپاسگزاریم.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.